تبلیغات
تحقیقات و مقاله های ویژه معلمان و دانشجویان - روان شناسی و تربیت کودکان از نگاه پیامبر اسلام

روان شناسی و تربیت کودکان از نگاه پیامبر اسلام

 

نوع مطلب :روانشناسی و تربیت كودكان از نگاه پیامبر اسلام(ص) ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم آموزگار ششم ابتدایی استان اردبیل شهرستان پارس آباد

روانشناسی و تربیت كودكان از نگاه پیامبر اسلام(ص)


مدت یك قرن است كه غرب تحقیقات دامنه دار و عمیقی پیرامون روان شناسی كودك به انجام رسانده است كه به واقع، نتایج چشمگیری از آن پژوهش ها به دست آمده است؛ هرچند به بسیاری از پژوهش های آنان نمی توان به دیده اطمینان كامل نگریست. تا این زمان همچنان پیروان ژان پیاژه (زیست شناس، فیلسوف و روان شناس سوئیسی، متوفای 1980م. )، اسكینر، باندورا، كلارك هال، اریكسون و هاینزوانر، با یكدیگر نسبت به عقاید استادان خود اختلاف عقیده دارند. جمعی كودك را بزرگسالی كوچك (به تعبیر آنان: مینیاتور بزرگسال) و بعضی او را كاملاً متمایز با بزرگسال تعریف می كنند. عده ای او را متمایل به بدی، و برخی او را پاك سرشت می دانند.
در باره تربیت، تغذیه، رشد، عادت ها و رفتارهای كودك نیز نظریات متفاوت و متناقض بسیاری میان پژوهشگران وجود دارد كه به واقع آدمی گاه در انتخاب نظریه درست میان آنان سرگردان می شود.
انبوه نتایج علمی كه امروزیان بدان دست یافته اند در سایه آزمایش های سالیان متمادی، استفاده از فن آوری و استمداد از تجربیات گذشتگان است؛ با این حال پیوسته طرح ها و نظریات جدیدی به دست می آید كه گاه به طور كامل، ناقض نظریات گذشته است. اما در صدها سال پیش كه هیچ یك از این زمینه ها و امكانات پژوهشی وجود نداشته است، از سوی حضرت محمد امین(ص) نسبت به كودكان، گفتارها و رفتارهایی مشاهده شده است كه امروزیان در ژرفای آن درمانده اند و فهم عمیقی از آن به دست نیاورده اند. معجزه حضرت محمد امین(ص) تنها آیات قرآن نبود. گفتار و رفتارش، همه معجزه بود. چه آن كه معجزه پدیده ای است كه بشر از ارائه نمونه آن ناتوان باشد.
در عقاید امروزیان متمدن و متفكر]؟[ چنین آمده است كه: اگر كودكان، وحشی و پرخاشگرند باید آنان را رام و مطیع گردانید. زیرا آنان ماهیت حیوانی دارند و غرایز نقش اساسی در انگیزش رفتارشان دارد.
این در حالی است كه ما بارها این جمله را از سخنان رسول اكرم(ص) شنیده یا خوانده ایم كه: پنج چیز است كه تا آستان مرگ آنها را ترك نمی كنم؛ یكی از آنها سلام كردن به كودكان است.
به راستی، ژرفای مفهوم این جمله را كدام متفكر روان شناس درك می كند؟ در افكار خردسالان چه می گذرد كه حضرت امام صادق(ع) در پی نقل آنچه از رسول خدا(ص) فرا گرفته، می فرماید: احبوا الصبیان و ارحموهم و اذا وعدتمو هم ففو لهم فانهم لایرون الا انكم ترزقونهم؛ به كودكان محبت بورزید و مورد شفقت شان قرار دهید و هرگاه به آنان وعده ای دادید، وفا كنید. زیرا آنها شما را روزی دهنده خود می دانند4. در این رفتار رسول خدا(ص) چه حكمتی نهفته بوده است كه همه روزه كه صبحگاه از خواب برمی خاست، دست محبت به سر فرزندان خود می كشید؟
در این نوشتار به طور گزیده به تشریح پاره ای از گفتارها و رفتارهای حضرت محمد(ص) در باره كودكان می پردازیم.
نامطمئن بودن نظریات رایج كنونی و سرمشق بودن رفتار پیامبر(ص) برای ما -به تصریح آیه-6 قرآن ما را بر آن می دارد كه به فرموده ها و كردار حضرت رسول اكرم(ص) عمیق تر بنگریم و به واقع اعتقاد داشته باشیم كه آنچه او به جای آورده -به فرض درستی روایت- فراتر از اكتشافات علمی امروزیان است. كوچك ترین عمل او در پی ارائه معیاری است كه برای معاصران وی ناشناخته ماند و برخی تا این زمان نیز ناشناخته باقی مانده است. از آن نمونه، در جمله ای ساده از آن بزرگوار می خوانیم:
«اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم؛7 فرزندانتان را گرامی بدارید و با آداب و روش پسندیده با آنان رفتار كنید».
در نظر سطحی، این فرموده تنها سفارش به احترام كودكان و رفتار صحیح با آنان است. اما این كه چه رفتاری در شأن كودك نیست تا از آن پرهیز شود، و چه روشی نادرست است تا نسبت به وی انجام نگیرد جای گفتگو است. آیا والدین و مربیان برای یافتن پاسخ صحیح این دو پرسش، خود نباید پیش تر پیرامون تربیت كودك آگاهی هایی به دست آورند، پدر ومادری كه با آداب و روش صحیح زندگی ناآشنایند چگونه می توانند فرزندشان را با آداب درست تربیت كنند؟! آیا بوسیدن كودكان- دختر و پسر- تا چه سنی روا است؟ آیا از جا برخاستن در برابر بچه های كم سن بجا است یا نابجا؟ آیا تنبیه و كتك آنان تا چه میزان سفارش می شود؟ تفاوت گذاری میان آنان تا چه اندازه صحیح یا ناصحیح است؟ بازی كودك و «بازی با كودك» چه لزوم و فایده ای دارد؟
بنابراین، سفارش به گرامیداشت كودك، تاكید بر تاسیس بنیادی است كه به خانواده ها آموزش دهد چگونه با فرزندانشان رفتار كنند. خانواده و مجالس خانوادگی، آموزش و پرورش، صدا و سیما و مراكز فرهنگی، هر یك بنیادی است كه باید بدین مهم توجه كند.
از طرف دیگر باید مشخص شود كه بی احترامی به كودك و ترك آموزش وی چه پیامدهایی دارد! اگر اطرافیانش با آداب و روش درست با او برخورد نكنند چه پیش خواهد آمد؟ كودك در هر حال بزرگ خواهد شد. اگر او در بزرگسالی دریابد كه بسیاری از رفتارهای بزرگسالان با وی در كودكی، ناصحیح بوده است، نسبت به آنان چگونه خواهد اندیشید؟ آیا والدین چنین كودكی اكنون در بزرگسالی این كودك می توانند امیدوار باشند كه وی آرای امروز آنان را بپذیرد و بدان عمل كند؟ چگونه بسیاری از والدین بدین امر توجه ندارند كه یكی از علت های تمرد نوجوانان و جوانان، پی بردن آنان به اشتباه روش پدر و مادر در كودكی ایشان است!
به هر تحلیل، توجه رسول خدا(ص) به دنیای كودكان را در چندین جنبه می توان جستجو كرد:
.1 كوشش برای تولد فرزندان سالم
برخلاف عقیده بسیاری از نظریه پردازان كه تربیت كودك را از شش ماهگی یا دو سالگی به بعد نتیجه بخش می دانند، تعالیم رسول خدا(ص) زمانی پیشتر از این را در تربیت كودك موثر می شمارد. نوزاد بیشتر صفات خوب و بد را از طریق ژن از پدر و مادر به ارث می برد. بنابراین، تربیت او نه از دوران حمل كه پیش از ازدواج آغاز می شود.
دختر و پسری كه پیش از ازدواج به اصول اخلاقی و دینی پایبند نباشند بسیار دشوار می توان امید داشت كه فرزند آنان درستكار تربیت شود. البته سهم محیط تربیتی و عوامل و استثنائات روزگار را نادیده نمی انگاریم.
اگر تربیت كودك از شش ماهگی یادو سالگی آغاز می شود، این دستور رسول اكرم (ص) چه مفهومی می یابد كه می فرماید: هر كس صاحب فرزندی شد در گوش راست كودكش اذان و در گوش چپ او اقامه بگوید تا از شر شیطان در امان باشد. امیر مومنان علی(ع) می فرماید: زمانی كه دو پسرم حسن و حسین (ع) تولد یافتند، آن حضرت همین عمل را انجام داد و دستور فرمود تا در گوش آن ها سوره حمد و آیه الكرسی و آیه های سوره حشر و سوره اخلاص و ناس و فلق را بخوانند.
اگر كودك دو ماهه استعداد تربیت و پذیرش ندارد و مشاهدات و شنیده های او در درونش تاثیر نمی نهد به چه سبب رسول خدا(ص) می فرماید: هرگز مبادا كه كودكی در گهواره، نظاره گر رفتار زناشویی زن و مرد باشد9. اگر در چنین موقعیت صدای زن و مرد را بشنود به راه رستگاری و ]پاكی و خیر[ قدم نمی نهد10.
به راستی، آیا سلامتی مادر در دوران حمل، تغذیه، ترس و نگرانی ها و نیز اعتیاد وی بر سلامتی روحی نوزاد اثر نمی گذارد؟! آنگاه چگونه می توان نوزاد ناسالم را درست تربیت كرد؟!
امام باقر(ع) می فرماید: در عصر رسول خدا(ص) مردی از انصار ]در مدینه[ به آن حضرت شكایت كرد كه : همسرم دختر عموی من است و خانواده و اجداد ما همه سفید پوست هستیم و اینك او فرزندی به دنیا آورده كه سیاه پوست و شبیه سیاهان حبشی است.
رسول خدا(ص) اندكی تامل كرد و سپس از زن توضیح خواست. زن به پاكی خود سوگند یاد كرد. پیامبر فرمود: بین هر انسان تا حضرت آدم (ع) عرق (پیوند، ژن، ریشه) وجود دارد كه در ساختمان فرزند فعالیت می كنند... فرزند شبیه یكی از آنها می شود... این نوزاد سیاه پوست شبیه یكی از اجداد دور شماست. كودك را بگیر كه فرزند خود تو است.
هنگامی كه نوزاد رنگ پوست خود را به وسیله ژن از اجدادش به ارث ببرد، آیا صفات خوب یا بد به همین وسیله از آنان به وی سرایت نمی كند؟!
آن حضرت در همین باره فرموده است: انظر فی ای شیء تضع ولدك فا ن العرق دساس،  خوب بنگر كه نطفه خود را در چه جایگاهی جای می دهی. زیرا ریشه ها ]و ژن آدمی[ به طور پنهان تاثیر گذار است. ]و از طریق آن، اخلاق اجداد به فرزندان منتقل می شود.[
نیز در جای دیگر فرمود: الشقی شقی فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه،  بدبخت در شكم مادر بدبخت می شود و سعادت مند در شكم مادر چنین می شود.
در روایتی دیگر آن حضرت به نقش برادر (دایی فرزندان) در تربیت فرزند اشاره می كند و می فرماید: اختاروالنطفكم فان الخال احدالضجیعین؛14 همسر ]شایسته[ برای نطفه های خود انتخاب كنید. زیرا دایی یكی از دو ستون ]مهم تشكیل دهنده[ نوزادتان است.
و نیز فرموده است: از ازدواج با زنان زیبارویی كه در خانواده بد پرورش یافته اند، بپرهیزید15.
2- توجه به سلامت جسمی و روحی مادر
فرزندان ما -به ویژه دختران- بیشتر اوقات خود را در كنار مادر سپری می كنند و از تعلیمات او چیزها می آموزند. براین اساس، آنان كه دغدغه تربیت فرزند دارند نخست باید به تربیت همسر بپردازند. دختران و زنان نیز تأثیرپذیرتر از پسران و مردان اند. بنابراین در آستانه زندگی، مرد باید مهم ترین همت خود را آموزش و تربیت همسرش قرار دهد. زمانی كه مادر خانواده درست آموزش ببیند و تربیت شود، تربیت فرزندان او با سهولت انجام می پذیرد. چنان كه اگر مادر نكوهیده خوی باشد، تربیت فرزند خیلی دشوار است. زیرا او اولین آموزگار كودك شماست.
رسول خدا(ص) در این باره فرموده است: «ایاكم و تزویج الحمقاء، فان صحبتها بلاء و ولدها ضیاع؛ از ازدواج با زنان كودن بپرهیزید كه همنشینی آنها ]نوعی[ بلا و فرزندشان تباه است.»
پس از انتخاب همسر شایسته و توجه به آموزش و تربیت او، مهم ترین وظیفه، ایجاد محیط روانی سالم در خانه است. این نخستین ابزار هر طرح تربیتی موفق است. هركه دلسوز فرزند خود است پیش از هر كار باید بكوشد تا حد امكان فضای خانه آكنده از آرامش و مهرورزی شود. تا زمانی كه كودك شما خود را در چنین فضایی نبیند زمینه ای برای شكوفایی استعدادهای خود نمی یابد و بیشتر توان او صرف مبارزه با ترس و اضطراب ها و مقابله با عوامل رنج آور زندگی می گردد. هرچه محیط آنان صمیمی تر و درس آموزتر و روان ایشان مطمئن تر و بی هراس تر باشد ،آموزش و تربیت آنها هموارتر و آموختن هایشان از محیط بیشتر و پایدارتر است.
حضرت محمد(ص) در این باره فرموده است: «حق الولد علی والده... ان یسفره امه...؛
حق فرزند بر پدر این است كه ]پدر[ مادر را احترام كند.»
زمانی كه فرزند،، مادر را در نگاه پدر محترم ببیند، احساس امنیت و آرامش می كنند.
مادری كه در خانه از احترام پدر محروم باشد، نخواهد توانست نقش مادری خود را به درستی ایفا نماید.
3- پیشگیری بهتر از درمان
اصل نامبرده در روان شناسی تربیتی جایگاهی ویژه دارد و كوشش می شود تا پیش از پدید آمدن ناهنجاری های رفتاری، عوامل پدیدآورنده آن شناسایی و پیشگیری شود.
از طرفی امروزه والدین از بسیاری از رفتارهای فرزندان خود ناخشنودند و امید دارند كه كسی از راه برسد و فرزندشان را به حقوق والدین آشنا كند، حال آن كه گاه كوتاهی خود والدین سبب بروز چنین مشكلی است. زیرا در تربیت و پرورش آنان سهل انگاری نموده اند. رسول خدا(ص) در همین باره فرموده است: «رحم الله من اعان ولده علی بره؛ خدای رحمت كند كسی كه فرزند خود را به نیك رفتاری كمك كند.»
از آن حضرت پرسیدند، چگونه؟ فرمود:
1- آنچه كودك در توان داشته و انجام داده، از او بپذیرند.
2- آنچه انجام آن در توانش نیست، از او نخواهند.
3- او را به گناه و طغیان وادار نسازند.
4- به او دروغ نگویند و در برابر او رفتار نابخردانه انجام ندهند.
به واقع هر یك از ما دوست داریم فرزندانمان نسبت به ما چگونه رفتار كنند؟ با خود بیندیشیم كه اگر ما خویشتن را برای نیل بدین منظور كمك نكنیم، دیگران چگونه و تاچه میزان خواهند توانست ما را در این هدف مدد رسانند! پس همان بهتر كه فهرست همه انتظاراتمان را نسبت به فرزندانمان یادداشت كنیم و آن گاه بیندیشیم كه برای موفقیت فرزند در این برنامه، خود ما چه وظایفی بر عهده داریم.
چندی پیش، دوستی از فرزندانش سخت گله مند بود كه آنها بیشتر اوقات روزانه شان را به تماشای تلویزیون می گذرانند. به وی گفتم: كمی به جای گله از آنها خود را نكوهش كن. چون غیبت طولانی شما و همسرت از محیط خانه، سبب دلتنگی آنها را فراهم می آورد. آنها برای رفع این دلتنگی به تماشای تلویزیون پناه می آورند و زمانی كه بدین روش عادت كردند، دیگر در وقت حضور شما نیز نمی توانند از عادات خود دور شوند.
4- درمان روحی با اعطای شخصیت
احساس ضعف شخصیت، نه فقط بزرگسالان را رنج می دهد و به ناهنجاری رفتاری وا می دارد، كودكان را نیز دچار مشكل می كند. بعضی می پندارند چون كودك پیكری كوچك تر از بزرگسالان دارد، شخصیت خود را هم كوچك می پندارد؛ حال آنكه چنین نیست و چه بسا بی توجهی به شخصیت كودكان زیانبارتر از بی توجهی به شخصیت بزرگسالان باشد. زیرا احساس ضعف شخصیت در كودكی سبب بروز رفتارهای ناصواب و ویرانگر در بزرگسالی است. به همین سبب است كه امام هادی (ع) فرموده است: از شر آن كه خود را حقیر و بی مقدار بپندارد، در امان مباش.
از رفتارهای متداول حضرت رسول اكرم (ص) در مقابل فرزندش فاطمه (س) و نیز نوه های عزیزش امام حسن و امام حسین (ع)، احترام وصف نشدنی و برخاستن در مقابل آنان است. شیعه و سنی نقل نموده اند كه آن جناب پیوسته با حضور دختر خردسالش، تمام قامت در برابر می ایستاد و احترامش می كرد.
گاه به احترام و نیز مراعات خردسالی نوادگانش، سجده نماز را طولانی می ساخت یا برای برآوردن حاجت آنان، نماز را با سرعت به پایان می برد. هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانش دست نوازش می كشید و مهربانی و عطوفت نسبت به كودكان، خوی همیشگی آن حضرت بود.
با این همه، در بزرگداشت شخصیت كودكان باید همواره توجه داشت كه این امر برای ارضای حس شخصیت طلبی آنان است. بدین سبب باید در انجام آن به شیوه ای گام برداشت كه زمینه غرور و نازپروری كودكان فراهم نشود و این امر زمانی است كه ما همه شیوه های تربیتی را همگام عمل كنیم؛ چنان كه رسول خدا (ص) عمل می كرد.
5- توجه به بهداشت روانی كودكان
در مباحث روانشناسی عمومی، در بخش «یادگیری، حافظه و فراموشی» به عوامل تاثیرگذار بر رشد بدن و حافظه پرداخته می شود و یادآوری می كنند كه یكی از مهمترین عوامل اختلال در حواس و حافظه كودكان و مانع جدی از رشد استعدادهای آنان، و بلكه عامل عقب ماندگی ذهنی، محرومیت از بهداشت روانی است. كودك به هر علت آرامش روان خود را از دست دهد، بخشی از فعالیت های مغز وی كه تنظیم كننده رشد ذهنی اوست مختل و آینده وی دچار مخاطره می شود. مشكلات خانوادگی، فقر، بدرفتاری والدین با یكدیگر و با فرزندان، خشونت، تاكید بی اندازه بر رعایت نظم و مقررات و ترس های موهوم، همه عواملی است كه روان كودك را نابسامان می نماید.
اگر رسول خدا (ص) هر صبحگاه كه از خواب برمی میزد و دست نوازش بر سر فرزندان و نوادگانش می كشد، این رفتار از هر هدیه برای كودك مناسب تر است و ما به درستی نمی توانیم تاثیر عمیق این رفتار ساده را لمس كنیم. كودكی كه در آغاز صبح از چنین نوازشی بهره مند شود احساس آرامش، امنیت، پذیرفتگی، امید و شادی می كند. اطمینان می یابد كه وجودش در خانه زاید نیست. جایگاهش نزد والدین شناخته شده و محفوظ و مورد توجه است.
روانشناسان معتقدند بهره مندی از محبت والدین در ماه های آغاز طفولیت و آغاز هر روز، از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تامین بهداشت روانی كودك است. كودكی كه از مهر ومحبت پدر و مادر برخوردار است، نگرش مطلوبی نسبت به خود می یابد و روابط سالم تر و پذیرفته تری با دیگران برقرار می كند. و ترس های موهوم و بی پایه را كه مانع شكوفایی استعدادهای اوست، از وی دور می سازد.
.6 مهرورزی، مهم ترین ابزار تربیت
زمانی كه آهن، نرم و گداخته شود به هر صورت كه بخواهیم شكل می پذیرد. «مهر ورزی» به افراد -به ویژه كودكان- همان حرارتی است كه افراد را نرم، تسلیم و گوش به فرمان می سازد.
تربیت نوعی كوشش برای نفوذ در ناخودآگاه افراد است. رنج و اندوه ها، آرزوها، شكست ها و گفته های ناگفته ، پیوسته در ضمیر ناخودآگاه جای می گیرند. پیرامون این ضمیر، مأمورانی آماده به خدمت وجود دارند كه مانع از نفوذ دیگران بدان می شوند. از طرفی تا فردی به درون آن راه نیابد نمی تواند به اسرار آن پی ببرد و راه حلی برای مشكل آن ارائه كند.
پدر و مادری كه ابزار نفوذ به ناخودآگاه فرزندان خود را نشناخته و شیوه ورود به آن را ندانند هیچ گاه نخواهند توانست ارتباط صمیمی با ایشان برقرار سازند؛ دردهایشان را بشناسند و درمان كند.
«مهرورزی به كودك» از مهم ترین ابزار نفوذ به ضمیر ناخودآگاه اوست. زمانی كه فردی به كودك محبت و مهربانی می كند، قلب او را در اختیار می گیرد و آرام آرام می تواند از رنج هایش آگاه شود و راه درمانش را شناسایی و دنبال نماید.
امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: از همان كودكی، پیامبر خدا(ص) مرا از پدرم برگرفت و من شریك آب و نان او شدم و پیوسته مونس و همسخن وی بودم... او مرا در كنار خود می نشانید و بر سینه خویش جای می داد و در بسترش [كنار خود] می خوابانید، به طوری كه تنم را به تن خویش می چسبانید و بوی خوش خود را به مشامم می رساند.
من پیوسته در پی او روان بودم، مانند بچه در پی مادر، هر روز برای من از اخلاق خود نمونه ای آشكار می ساخت و مرا به پیروی از آن وا می داشت. در سال [چند روزی را] در غار حرا خلوت می گزید. من او را می دیدم و جز من كسی او را نمی دید... او مرا از كودكی در دامن خود پروراند و... هزینه زندگی مرا برعهده گرفت. در هر صبح و شام یك نشست خصوصی با او داشتم كه در آن احدی جز من و او شركت نمی كرد. در این اوقات، من با او بودم و هرجا كه او می رفت و از هر دری كه سخن می گفت، من با او همراه و هماهنگ بودم.
نیز در همین باره می نویسد: زمانی كه رسول خدا(ص) كودكان انصار را می دید بر سر آنان دست می كشید و به آنان سلام می كرد و دعایشان می فرمود. روزی پیامبر(ص) از راهی می گذشت كه كودكان بازی می كردند. چون نگاهش به یكی از آن ها افتاد نزد او نشست و پیشانی او را بوسید و به وی محبت نمود... و فرمود: روزی دیدم این كودك با فرزندم حسین بازی می كند و خاك های زیر پای حسین را برمی دارد و به صورت خود می مالد. چون او از دوستان حسین است من هم او را دوست دارم.
گاه می شد كودكی را نزد آن حضرت می آوردند و او در دامن حضرت، خود را خیس می كرد. اطرافیان با پرخاش به كودك می كوشیدند از كار او جلوگیری كنند و وی را از دامن رسول خدا(ص) جدا سازند، كه آن حضرت آنان را از این كار باز می داشت و می فرمود: با تندی از ادرار كردن كودك جلوگیری نكنید. سپس كودك را به حال خود رها می كرد تا حاجتش برآورده شود. آنگاه خود می رفت و لباسش را تطهیر می كرد.
روزی آن حضرت با گروهی از مردم نماز جماعت می خواند. در هنگام سجده، حسین(ع) كه كودكی خردسال بود، بر پشت رسول خدا(ص) می نشست و پاهایش را حركت می داد. وقتی پیامبر(ص) سر از سجده برمی داشت او را می گرفت و كنار خود روی زمین می گذاشت و در سجده دیگر این رفتار حسین(ع) و آن حضرت تكرار می شد. فردی یهودی كه شاهد این صحنه بود پس از نماز به رسول خدا(ص) گفت: با كودكان خود طوری رفتار می كنید كه ما هرگز رفتار نكرده ایم. حضرت فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ایمان داشتید با كودكان خود مهربان بودید.
آن مرد پس از مشاهده آن رفتار و شنیدن این سخن، مسلمان شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نویسنده : یوسف غلامی