تبلیغات
تحقیقات و مقاله های ویژه معلمان و دانشجویان - قلدری كردن در مدرسه

قلدری كردن در مدرسه

 

نوع مطلب :قلدری کردن در مدرسه ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم آموزگار ششم ابتدایی استان اردبیل شهرستان پارس آباد

قلدری كردن در مدرسه Bullying

نویسنده :  دكتر الهام شیرازی - فوق تخصص روان‌پزشكی كودك و نوجوان

اگر از بالغین در مورد مشكلات مدارس سؤال شود، ندرتاً ممكن است به قلدری به عنوان یك مشكل اشاره نمایند، حال آن كه قلدری می‌تواند از مشكلات جدی در مدارس باشد. قلدری سوء استفاده از قدرت است. پدیده‌ای است تكراری كه در آن قوی‌ترها بر ضعیف‌ترها غلبه می‌كنند.

قلدری می‌تواند به سه نوع كلامی، جسمی یا روانی صورت گیرد. قلدران مدرسه بچه‌هایی را كه نمی‌توانند از خود دفاع كنند مكرراً مورد طعنه، ناسزا، آزار، تهدید و تمسخر قرار می‌دهند.

 آنها ممكن است قربانیان خود را با القاب نامناسب صدا بزنند، ظاهر و رفتار آنها را مسخره نمایند، ادای آنها را درآورند، آنها را از زمین بازی بیرون كنند و خوراكی، پول یا دیگر وسایل آنها را بدزدند یا به زور بگیرند. بعضی اوقات قربانیان مورد تهاجم فیزیكی نیز قرار می‌گیرند، مثلاً ممكن است لگد یا كتك بخورند، نیشگون گرفته شوند، هل داده شوند، یا در اتاق حبس گردند. نوع زیركانه و غیر مستقیم قلدری كه در دختران شایعتر است، بی‌اعتبار كردن دیگران در محیط مدرسه است.

كوچك كردن اطرافیان با شایعه پراكنی، پخش دروغهای كینه توزانه، سخن چینی، فاش كردن رازهای دیگران، پخش نوشته‌های زشت، طرد نمودن، بی‌اعتنایی و كنار گذاشتن هم شاگردی‌ها از فعالیتهای گروهی می‌تواند از این نوع قلدر بازی‌ها باشد. پسران بیشتر با تهدید و آزار جسمی قلدری می‌كنند اما  استفاده از آزار كلامی و روانی در دختران قلدر شایعتر است. قلدری كلامی یا روانی می‌تواند به اندازة انواع جسمانی آن آسیب زننده باشد.

قلدری پدیده‌ای بسیار شایع است. در پژوهشی كه در سال 2001 توسط مؤسسه ملی سلامت كودكان آمریكا صورت گرفت نزدیك به 3/1 دانش آموزان به نوعی  پدیده قلدری را تجربه كرده بودند: 13% به عنوان قلدر، 11% به عنوان قربانی و 6% به عنوان هر دو. حدود 10% آنها هفته‌ای یك مرتبه یا بیشتر با این پدیده روبرو شده بودند. قلدری در پسرها سه برابر دخترها و در اوایل نوجوانی (14-11 سالگی) شدیدتر گزارش شده بود. پسران قلدر معمولاً هر دو جنس پسر و دختر را مورد آزار قرار می‌دهند ولی دختران قلدر نسبت به هم جنسان خویش قلدری می‌كنند. قلدری اغلب مؤثر واقع می‌شود بنابراین تداوم می‌یابد.

                                                                           

 * خصوصیات فرد قلدر (Bully’s characteristics):

افراد قلدر اغلب نترس و تهاجمی هستند و متكی به نفس به نظر می‌رسند. آنها مشهور و حتی نزد عده‌ای محبوب هستند و اغلب گروهی از هواداران آنها را همراهی ‌می‌كنند. مهارتهای اجتماعی، توانایی مدیریت، مهارت دوست یابی و جاذبه‌ای كه هواداران را دور آنها جمع می‌كند در آنان فراوان است. به همین سبب ممكن است حتی مورد تحسین یا غبطه نیز قرار گیرند. آنها پر انرژی، پرخاشگر، مزاحم و قانون شكن هستند و رفتارهای ضد اجتماعی انجام می‌دهند.

 شرمندگی و احساس گناه در آنها دیده نمی‌شود و نسبت به دیگران احساس همدردی ندارند. به قدرتهای خود متكی هستند و دنبال نشانه‌های ضعف و انفعال در دیگران می‌گردند تا قربانیان خود را انتخاب نمایند. ممكن است ایجاد اضطراب در قربانی،  تحسین شدن ضمنی توسط تماشاچیان و پاداشهای عینی مانند پول و وسایلی كه دزدیده شده است، برای شخص قلدر لذت بخش و همراه با احساس قدرت باشد. آنها راه خود را می‌روند، برای هر موضوع پاسخی در چنته دارند و ماهرانه خود را از مخمصه‌ها نجات می‌دهند. قلدران اغلب موفق می‌شوند، بنابراین به روش خود ادامه می‌دهند .

دروغ گویی، دزدی، فرار از منزل، آزار حیوانات، غارتگری، سخن چینی، سیگار كشیدن، مصرف الكل و مواد غیر قانونی و فعالیت‌های جنسی زودرس نیز جزو الگوی قلدری محسوب می‌شود. بعضی قلدرها دچار اختلال بیش فعالی كم توجهی (ADHD) هستند. برخی نیز در منزل مورد سوء رفتار قرار دارند و همین باعث می‌شود دیگران را در مدرسه مورد سوء رفتار قرار دهند.

در خانوادة قلدرها تنبیه بدنی، سابقه قلدری در والدین، مشكلات زناشوئی، مصرف الكل، پرخاشگری و عصبانیت‌های مهار نشده شایع است. در قلدرها بر خلاف ظاهر مطمئنی كه دارند درصد بالائی از اختلالات خلقی ( تقریباً برابر با میزان  اختلالات خلقی در قربانیان قلدری) گزارش شده است. پیش آگهی قلدری بد است. در یك تحقیق از هر 4 پسری كه در 8 سالگی شدیداً پرخاشگر بودند، یك نفر در 30 سالگی پروندة كیفری داشت. این میزان در جمعیت عادی یك نفر از هر 20 پسر است. بعضی قلدرها ممكن است اعتماد به نفس پایین داشته باشند و تنبل، كند ذهن و ابله به نظر برسند. در هرحال قلدرها از هر نوع كه باشند نیاز به مداخلات روانپزشكی دارند.

                                                                                        

 * خصوصیات فرد قربانی(Bullied’s characteristics):

بچه‌هایی كه مورد قلدری قرار می‌گیرند (قربانیان ) معمولاً (نه همیشه) ریزجثه‌تر، كم سن‌تر، ضعیف‌تر و دارای اعتماد به نفس و محبوبیت كمتر هستند. آنها ترسو هستند، نمی‌توانند احساسات خود را بیان كنند و مهارتهای ارتباطی ضعیفی دارند. تنها و خجالتی هستند و استعداد افسردگی و اضطراب در آنها بالا است.

بعضی سعی می‌كنند درماندگی، عصبانیت و ترس خود را پنهان نمایند و در درون به خاطر وضعیت خود غصه می‌خورند. بعضی احساس خود را با ناراحتی و گریه نشان می‌دهند. در هر حالت آنها بیشتر مورد تمسخر قرار می‌گیرند تا همدردی. بچه‌های دیگر آنان را به عنوان ضعیف و درمانده می‌شناسند و كوششی برای مداخله نمی‌نمایند. احساس ضعف و درماندگی، انزوا و شرم قربانیان را افزایش می‌دهد. آنها نومیدانه تلاش می‌كنند توسط قلدرها مورد پذیرش قرار گیرند. كوشش می‌كنند دیگران را راضی نگاه دارند ولی با شكست مواجه می‌شوند. این تلاشهای بی‌ثمر و شكست‌‌های مداوم آنها را متقاعد می‌كند كه افرادی كودن، بی‌ارزش و نفرت انگیز هستند.

 آثار آسیب‌دیدگی می‌تواند در لباسها، وسایل یا بدن آنها یافت شود. ممكن است نشانه‌های اضطراب مانند شب ادراری، ا زجاپریدن ، پس رفت تكاملی، ناخن جویدن، قوز كردن و گوش به زنگ بودن در آنها دیده شود. تغییرات شخصیتی، بدخلقی، گریه، عصبانیت‌های ناگهانی، خستگی، فراموشكاری، شكایات جسمی، اجتناب از رفتن یا  دیر رسیدن به مدرسه و دور و بر معلم‌ها چرخیدن ( به عنوان راهی برای پیشگیری از آزار قلدرها) می‌تواند از دیگر علائم باشد.

قربانی قلدری بودن اعتماد به نفس را تخریب می‌كند. تأثیر این عارضه می‌تواند تا بزرگسالی نیز ادامه داشته باشد و احتمال افسردگی را افزایش دهد. البته احتمال تداوم نقش در قربانیان كمتر از احتمال تداوم نقش در قلدرها است. این كودكان همچنان كه بزرگتر می‌شوند راههای تطابقی بیشتری می‌آموزند. بیشتر پسرانی كه در سالهای چهارم یا پنجم ابتدایی قربانی قلدری بوده‌اند، سابقه‌ای از قربانی بودن در سالهای دبیرستان ندارند. پیش آگهی قربانیان در بزرگسالی نیز بهتر از قلدرها است. در هر حال كودكان قربانی نیز نیاز به مداخلات روانپزشكی دارند.

 * قربانیان تحریك كننده (Provocative Victims):

اغلب قلدرها معتقدند كه قربانیان خودشان تمایل دارند مورد آزار قرار بگیرند و حتی آن را طلب می‌كنند، بنابراین حقشان همین است. پژوهشها نشان داده است كه تنها گروه كوچكی از قربانیان (حدود 10%) عمداً و به شكلی تحریك آمیز توجه قلدرها را به خود جلب می‌نمایند. این افراد كه اغلب پسر هستند گاهی به عنوان پرخاشگران عوضی و بی‌عرضه نیز شناخته می‌شوند. اینها ممكن است از پسرهایی كه همزمان مورد تحسین و تنفرشان قرار دارند، تقلید نمایند و مردم را سرزنش یا مسخره كنند. این كودكان اغلب مشكلات شخص قلدر و قربانی را همزمان دارا هستند. آنها از همه مضطرب‌تر و افسرده‌تر هستند، و بیشترین احتمال را برای سوء مصرف الكل و مواد غیر قانونی دارند و جدی‌ترین اختلالات شخصیتی و ضعیف ترین وضعیت تحصیلی را دارا هستند. كودكان دیگر آنها را آزار دهنده، مجادله‌گر، ضدیت جو و متظاهر توصیف می‌كنند. در موارد شدید ذهن آنها مملو از تخیلات انتقام جویانه است.

* چه باید كرد؟
قلدری برای قلدر، قربانی، شاهدان و فضای آموزشی زیان‌بخش است. اغلب این مسئله به اشتباه به عنوان معضلی غیر قابل اجتناب، حتی بخشی از دوران طبیعی رشد یا لازمة آن تلقی می‌شود. متأسفانه بسیاری از كودكانی كه در مدرسه تهدید یا مسخره می‌شوند این مسئله را با بزرگسالان مطرح نمی‌كنند. تنها نیمی از دانش آموزان دوران ابتدایی و 3/1 دانش آموزان دوران متوسطه از والدینشان كمك می‌خواهند و تعداد بسیار اندكی سراغ معلم می‌روند. تقریباً تنها 3/1 قلدرها و 3/1 قربانیان مراجعاتی به مشاور مدرسه، مددكار، روانشناس یا روانپزشك داشته‌اند.

     اگر قربانیان سكوت خود را بشكنند بهتر می‌توانند شرایط را تغییر دهند. كافی است عضوی از كاركنان مدرسه یا یك كارشناس بهداشت روان در جریان قرار گیرد.

 * مسئولیت مدرسه:

رویكردی كه در 20 سال اخیر از كشور‌های اسكاندیناوی شروع  شده و به تدریج رشد كرده است، برخورد با مسئله قلدری را بخشی از مسئولیت‌های مدرسه می‌داند. در این برنامه‌ها پیشگیری از قلدربازی به مقابله با عوارض آن ارجح است. این برنامه‌ها اولویت را به خود رفتار و اثر آنی آن می‌دهد نه به دلایل زمینه‌ای و عوارض دراز مدتی كه روی افراد دارد. بسیاری از مدارس اروپا و معدودی از مدارس امریكا این برنامه‌ها را اجرا می‌كنند.

قلدری در مدارسی كه به آن توجه شده و سیاستهای باز دارنده‌ای در مورد آن بكار رفته كمتر رخ داده است. عقیدة عمومی این برنامه‌ها تغییر جو مدرسه به سمتی است كه روشن نماید قلدری ممنوع است و تحمل نیز نمی‌شود. بنابر این مدرسه رسماً اعلام می‌كند كه طبق حقوق انسانی هیچ كس نباید مورد قلدری قرار گیرد و همه در قبال این مسئله مسئولند پس هیچ كس نباید در مقابل قلدری سكوت نماید. به والدین نیز اطلاع داده می‌شود كه مدرسه قصد دارد به قلدری پایان بخشد.

برخی در مواجهه با قلدری بی‌تفاوت به نظر می‌رسند زیرا نمی‌دانند چه كنند و بعضی ممكن است چون تنها ماجرا را تماشا می‌كنند و هیچ اقدامی ‌نمی‌كنند به صورت غیر مستقیم موجب تشویق مهاجم شوند. قلدری به دلیل سكوت ادامه می‌یابد، بنابر این اولین قدم در پیشگیری از قلدری ”شكستن سكوت“ است.

 آموزش كاركنان، پیگیری توسط معلمین، بحث‌های كلاسی، حمایت از قربانیان و پشتیبانی از قوانین از دیگر اجزای برنامه است. مؤثرترین مانع قلدری، واكنش دانش آموزان دیگر است. به دانش آموزان آموزش داده می‌شود كه تماشا كردن قلدری بدون انجام اقدامی در برابر آن،  به معنی همدستی با شخص قلدر است. برای تشویق قربانیان به همكاری ایجاد یك محیط گرم با مرز‌های مشخص ضروری است. ایفای نقش و بازی نیز از روشهایی است كه می‌تواند دانش آموزان را از آسیب‌های ناشی از قلدر بازی آگاه نماید.

در رویكردی كه «روش بدون سرزنش» نام دارد، سعی می‌شود  ایجاد تغییر در رفتار قلدر مآبانه بدون محكوم كردن، تنبیه یا كنترل فرد صورت گیرد. در این روش یك مشاور ماجرا را از قربانی می‌شنود و برای قلدر تعریف می‌كند، سپس وضعیت برای گروه كوچكی از دانش آموزان كه قلدر و قربانی نیز جزو آنها هستند تشریح و به این وسیله فشار هم سن و سالان برای ممانعت از قلدری تحریك می‌شود. كمك گرفتن از دیگر دانش آموزان می‌تواند در پیشگیری از قلدربازی‌های ناآشكار نیز،  مانند سخن چینی و طرد از جمع كه  نمی‌تواند مستقیماً ردیابی شود، مفید باشد.

 گروه درمانی برای قلدرها بی‌اثر است ولی برای قربانیان می‌تواند مفید باشد. گروه درمانی باعث می‌شود آنها دریابند كه در تجربة خود تنها نیستند. این امر باعث آرامش و افزایش اعتماد به نفس آنها می‌شود. توصیه‌های عملی و در صورت لزوم آموزش هایی  مانند قاطعیت، مهارتهای اجتماعی و ارتباطی و همینطور درمان اضطراب و افسردگی ممكن است لازم باشد.  نكته مهم در رویكرد مدرسه مسئول نمودن شاهدان ماجرا است. یعنی باید تك تك  دانش آموزان را در ممانعت از قلدری متعهد نماییم.

اصولاً اكثر دانش آموزان با قلدری مخالفند، پس می‌توان آنها را كمك كرد تا با شكستن سكوت و اعتراض به قلدری، نظرخود را در رفتارشان نیز منعكس نمایند. در عین حال باید به یاد داشت كه قلدر و قربانی هر دو به كمك‌های روانپزشكی نیاز دارند.

منبع :‌www.iranhealers.com